داستان موفقیت پیاده سازی OKR: هلدینگ مکس

یکی از بهترین تجربه های من به عنوان مربی OKR، پیاده سازی این روش در هلدینگ مکس بوده است. مصاحبه ای داشتم با آقای تیم لطیف بنیانگذار هلدینک سرمایه گذاری خطر پذیر مکس که در ادامه فیلم و متن مصاحبه با ایشان آمده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در ارتباط با هلدینگ مکس می توانید به اینجا مراجعه بفرمایید.

متن مصاحبه با آقای تیم لطیف

امیر ایمن پور: سلام آقای لطیف وقتتون بخیر. خیلی متشکرم که وقتتون رو به ما اختصاص دادید. اگر امکانش باشد ممنون میشم که مجموعه مکس و خودتون رو معرفی کنید.

تیم لطیف: مجموعه مکس الان 4 ساله که داره کار میکنه.ما اتفاقا همین ماه تولد 4 سالگی مکس رو داریم و ما توی این تایم،رسالت ما سرمایه گذاری توی حوزه تکنولوژی هست .تازگی ها هم اضافه کردیم سرمایه گذاری توی حوزه ی صنعت و شرکت های کلاسیک که اصطلاحا بهش میگن Venture Capital و Private equity البته Venture Capital یک شاخه ای از Private equity است ولی ما با قسمت سختش شروع کردیم.

مکس حدود 20 نفر کارمند داره.شرکت خیلی کوچیکیه ولی در پرتفولیوش تقریبا 2000 نفر دارن کار میکنن. شرکت هایی که در آنها سهام داریم ،بعضیاشون کوچک و متوسط هستند، نسبت به ایران شرکت بزرگ هم داریم.

امیر ایمن پور: بسیار عالی خیلی ممنونم آقای لطیف.آقای لطیف پیاده سازی OKR چقدر به درک پرسنل از اهداف و ماموریتهای مکس کمک کرد؟

تیم لطیف: ببینید OKR به ما کمک کرد شاید مهمترین ارزش افزوده ای که از OKR من خودم دیدم این بود که متمرکز کرد کار رو ،یعنی خود پرسنل و بچه ها باید خودشون در واقع اهداف هاشون رو بگذارن و خودشون میسنجند ،خودشون نتایج را با بقیه به اشتراک می گذارند، در شرکت ما اینجوریه که تقریبا همه خبردار میشن که بقیه دارن چیکار میکنن و این برای ما خوب بود و من دوست داشتم.

امیر ایمن پور: متشکرم، OKR روی شیوه کار مجموعه چه اثر دیگری داشت بغیر از بحث تمرکز که افزایش پیدا کرده احتمالا شفافیت هم در کنارش افزایش پیدا کرده است؟

تیم لطیف: تا حدی بله. ببینید شاید غیر از این هم یه مقدار برای هرکسی یه reminder است که چیکارا باید بکنه.یعنی ما وقتی پروژه تعریف میکنیم، کار تعریف میکنیم خب طبیعیه که کارها عقب میوفته ولی وقتی شما هفته به هفته میشینی و نگاه میکنی که چه اتفاقی افتاده حداقل اتفاق اینه که این کار نرفته جلو و خب چرا نرفته جلو؟ پس یه یادآوری به کار و اهداف ها میشه. ادم توی روزمره بعضی اوقات یادش میره و کارهای جدید را همه دوست داریم انجام بدیم یا کارتوسعه ای و اینها معمولا میمونن چون ما توی روزمره میمونیم.این مارو یاد میندازه که این کار توسعه ای هم انجام ندادی حتی خود من، اینجوری بود برای ما.

امیر ایمن پور: بسیار عالی، تجربه خیلی خوبی مکس برای من و متشکرم از شما. OKR کلا چه نقاط مثبت و منفی داشت از نظر شما توی مکس؟

تیم لطیف: ببینید خب مثبتش رو که درباره ش صحبت کردیم: متمرکز بودن، یادآوری، شاید خبر داشتن از بقیه و هماهنگ شدن بخش ها و تیم های مختلف. این تیکه اش خوبه. تیکه اش که یه مقدار ما بالاخره تازه شروع کردیم شاید حالا دو فصل رفتیم ولی اگر من بخوام بگم داستانی که یکم منفیه من دوست داشتم وسط فصل تارگت هارو عوض کنم یا اصلاح کنم و یه مقدار اون داینامیک نیست حالا این یه بحث فلسفیه دیگه، شما میخوای اینو داشته باشه یا نداشته باشه. اگه دوباره داریش معنیش چی هست و اگر نداریش خب میدونی 20 یا 30 درصد تارگت ها عملا باید کلا اصلاح بشه حالا یا عددهاش خود تارگت عوض شده،اتفاقی افتاده این وسط مثلا یک پروژه از بین رفت ولی ما هنوز داریمش.من فکر میکنم که انعطاف پذیر نبودنش خوب نبود.

امیر ایمن پور: آقای لطیف در مورد تغییر OKR ها ببینید واقعیت اینه که همیشه ما ابتدای فصل میتونیم یه سری تفاهم ها با هم انجام بدیم و در طول فصل اونها رو تغییر بدیم. یک نگرانی که در مورد تغییر OKR ها در طی فصل هست اینه که ممکنه ما رو به سمتی ببره که بعضی از شکست هامونو قبول نکنیم و اون شکست ها رو در طول فصل تغییر بدیم.مثلا من قرار بوده به عدد A برسم ولی به 20 واحد کمتر از A رسیدم و یا به نصف A رسیدم بعد بیام سعی کنم سطوح امتیازی رو بیارم پایینتر برای اینکه خیالم راحت بشه. بزرگترین مشکل همینه وگرنه اینکه ما OKR ها رو بروز کنیم با توجه به شرایط این موضوع منطقی ای هست اما نه اینکه از اون جهت بشه که خب ببینیم شاید مثلا یه اتفاق بدی بیوفته .ما اوایل فصل وقت کافی برای OKR ها نزاریم. بعد این وقت کافی نزاشتنه ممکنه منجر به این بشه که OKR ها دقیق نباشه فقط باید این اتفاقا ها بیوفته.

تیم لطیف: حالا ببینید من فکر میکنم که صنعت به صنعت فرق میکنه .ما صنعتمون یه صنعت بسیار داینامیک هست. یعنی مثلا ما با این موضوع مواجه هستیم که یک شرکت مثلا در یک فصل حالش خیلی خوبه و در یک فصل دیگر حالش خیلی بد هست. بعد اصلا این شرکت یک مرتبه به هر دلیلی مشکل regulatory پیدا میکنه یا اصلا بازارش مشکل پیدا میکنه. توی حوزه ی تکنولوژی، volatility و بالا و پایین خیلی زیاده و در نتیجه یه جاهایی این تیکه ای که فصل فیکسه، یه جا خوبه برا اینکه به قول شما آدم خودشو گول نمیزنه و همینه. ولی یه جا توی کار ما هم چالشه دیگه.در هر صورت هست دیگه.

امیر ایمن پور: فکر میکنید با کاهش طول فصل ما بتوانیم این رو تغییر بدیم، یعنی مثلا سه ماهه برنامه ریزی نکنیم؟

تیم لطیف: نه همینجوریش برای ما سخته که سه ماه به سه ماه در واقع تارگت بزاریم. یعنی اینکه وقتی که بچه ها بزارن و تارگت هاشو در بیارن و بعد تنظیم بشه و این فرآیند یک مقدار وقت میبره و من فکر میکنم اینجوری خوبه. حالا ان موضوع خیلی بزرگی هم نیستا یعنی ما بطور کلی از OKR دستاوردی که میخواستیم گرفتیم.احتمالا باید یکم تنظیمش کنیم روی بیزینس مدل خودمون.

امیر ایمن پور: آقای لطیف روی شیوه ی تفکر و تصممیم گیری شما و مدیران مکس چه تاثیری OKR داشت؟

تیم لطیف: من نمیگم که روی شیوه ی تصمیم گیریمون یا تفکرمون من اعتقاد ندارم فرقی میکنه. یعنی من فکر میکنم OKR بیشتر اینه که شما وقتی تصمیماتتون رو گرفتین و میدونین چیکار میخواین بکنین OKR توی اجرا به شما کمک میکنه.

امیر ایمن پور: بسیار هم عالی. آقای لطیف اگر به زمان شروع پیاده سازی برگردید، چه نقطه ای از این مسیر بود که احتمالا اصلاحش خواهید کرد؟

تیم لطیف: من اول استراتژی و ماموریت و چشم انداز و اینکه شرکت کجا میخواد بره، ما اول اون رو می‌بستیم.

امیر ایمن پور: ولی فکر میکنید الان به این ذهنیت رسیدید؟

تیم لطیف: بله یعنی اینکه شما وقتی وارد OKR میشید ضعف های دیگه میزنه بیرون. یکی از ضعف های ما هم اینه که دقیقا حالا اون استراتژی کلی ما چیه؟ ما داریم ولی شاید هیچوقت نرفتیم یه سندش بکنیم و وقتی شما نمیشینی بنویسیش ،یه سری چیزا در نمیاد. مثل همون OKRدیگه.ما تا نشستیم بنویسیم تا واقعا مشخصش نکنیم یه سری چیزا نمیزنه بیرون.

اینم یکی از کارهایی هستش که ما باید الان انجام بدیم یعنی حسم اینه.ولی ما اگه OKR رو شروع نمیکردیم، حسش هم نمی کردیم. مثل پینگ پنگ یا مرغ و تخم مرغ هست یعنی سوال اینجاست که شما تا اینو نداری شاید کمبودش رو حس نمیکنی و باید همش اینها رو درست کنی.

امیر ایمن پور: آقای لطیف تو بیزینس های بین المللی که شما کار کردین ،تجربه ای از OKR داشتین؟

تیم لطیف: نه اتفاقا، برای من جالبه، ما همین الانم شروع کردیم بین المللی کار میکنیم .خیلی من توی بیزینس های بین المللی خودمون ندیدم. میخوام کامنتی بدم که شاید برای دوستان توی کشور عجیب باشه که ما یه قدم بزرگ برداشتیم که مثلا تکنولوژی ما فرض بر این بزارید که ما مثلا توی موبایل یهو پریدیم روی یک تکنولوژی جدید یا توی اینترنت. یعنی اون dial-up که ما داشتیم مثلا 10 سال قبل توی دنیا بود. خیلی کمتر بود از بقیه و یهو رفتیم و از قبل هیچی نداشتیم یا مثلا توی بعضی از تکنولوژی هایی که داریم کار میکنیم ،مثل insurtech یا paymentکشور ما خیلی جلوتر از کشورهای دیگه هستیم. چرا؟برای اینکه legacy نداره. یعنی هیچ موضوع مربوط به تاریخچه را نباید حل میکرد. مستقیم میتونست بره روی پرداخت روی کارت. من یه آمار خواندم که ما توی ایران 98 درصد پرداختها بصورت Non-cash هست و این یکی از بزرگترین عدد هایی که توی دنیاست. مثلا من میبینم توی آلمان ما هنوز 30 درصد پرداخت cash داریم.حالا یه قسمتیش تورمه برای اینکه شما هی نمیتونید کیسه کیسه پول نقد با خودت بیاری ولی یه قسمتش هم واقعا اونه که زیرساخت هامون تو payment شاید یه جاهایی خیلی خیلی بهتره، تسویه روزانه، تسویه آنی. اینارو شما توی هر سیستم بانکی هر کجای دنیا ندارید.خب اینا از کجا میاد؟ برای اینکه شما نیاز نبود که اول یک چیزی از بین ببرید و بعد یه چیز جدید بدست بیاری. شما هیچی نداشتید و اومدید روی یه تکنولوژی جدیدتر و خب دانش مدیریت ما توی کشور تاریخچه زیادی نداره ،عمق خیلی نداره، شرکت 300 یا 400 ساله اینجا ما نداریم. طبیعتا شما یه جاهایی هم یه کاغذ سفید جلوتونه که میتونید روش نقاشی کنید و من اعتقاد دارم که یکی از مشکلاتی که شما وقتی نگاه میکنید به شرکت های خارجی که یک مقدار عمق هم دارند دارن نگاه میکنی اینه که اونها با یک legacy میان جلو و واسشون شاید یکم سخت باشه که اینها رو عوض کنند و ما وقتی چیزی نداریم، راحت یه چیزی به جاش میزاریم.

ما برای اینکه مثلا SAP هم کار میکنیم یا مثلا ERP کار میکنیم، اونجا هم همین رو میبینیم ،شرکت هیچ سیستمی نداره و شما یک سیستمی داری و خیلی راحت تر مستقر میکنی.اگه سیستم قبلی باشه به راحتی نمیشه .شما در واقع یک چیزی بزاری کنار و یک چیز دیگه بزاری سر جاش و همه به این عادت کردند.

امیر ایمن پور: بسیار عالی ،آقای لطیف، یک موضوع کلا مهم توی OKR مربی داخلی هست.در پیشبرد موضوع نقش مربی داخلی شما با چه چالش هایی برخورد کردید؟

تیم لطیف: مربی ما که بریده الان، نه حالا باهاش صحبت کردیم که ادامه بده .ببینید مثل همه تغییرهای مدیریتی که شما داری مشکل بزرگش اینه که طرف بایستی از مدیریت گرفته تا بدنه کارشناسی، شما باید تغییرات انجام بدی و تیم ها باید بشینن و وقت بذارن و سخته. مخصوصا وقتی شرکت ها زیر بار هستند و سریع دارن رشد میکنن خیلی سخته. مربی داخلی من به همین چالش خورده و من اعتقاد دارم که مربی داخلی فقط مدیر پروژه نیست. به نظر من یه مدیر تغییر هم هست و اون خیلی سخته و شما برای اون باید خیلی قدم ها رو بردارید و فکر میکنم خیلی از این مربی ها نه دانشش رو دارن و نه مهارتش رو. اینکه طرف نگاه میکنه و میخواد OKR رو پیاده کنه دیگه، اینکه اینجا باید مساله یه سری تیم ها هم حل کنه روز اول که ندیده ولی این اتفاق ها میوفته.

امیر ایمن پور: اگه بخواهید نتیجه پیاده سازی OKR رو توی یک جمله بیان کنید فکر میکنید اون جمله چی باشه؟

تیم لطیف: دقت بالاتر یعنی من اعتقاد دارم ما با دقت بالاتر اون اهداف هامون رو داریم پیگیری میکنیم و شاید هم سرعت میره بالا یعنی من فکر میکنم که حداقل جواب گوییم، شاید اسمش رو میتونیم بزاریم مسئولیت پذیری بیشتر، ما بیشتر جوابگو هستیم.مثل این هست که من امروز از اینجا میخوام برم یه شهر دیگه، میخوام برم اصفهان. خب 4 یا 5 ساعت راه دارم.خب بعد از 5 ساعت نمیرسم. شاید اصلا راه نیوفتادم؟ (که نرسیدم). ولی با OKR اینجوری نیست.با OKRآدم راه میوفته و نگاه میکنه که ساعت اول کجایی، ساعت دوم کجایی، ساعت سوم کجایی و… ساعت پنجم کجایی؟ اگه من ساعت دوم حداقل نصف راه رو نرفتم توی چهار ساعت نمیرسم .خب یعنی من دارم رصد میکنم پیشرفت کارهایی که دارم انجام میدم و این خیلی خوبه. وگرنه تو کار چجوریه؟ میام یه اهداف میزاریم بعد از سه ماه نگاه می کنیم و سوال می پرسیم که چه شد؟ پاسخ می دهند که نشد. چرا نشد؟ 10 تا دلیل داریم که چرا نشد ولی ما نرفتیم تو این سه ماه هر هفته نگاه کنیم که آقا چرا نشد و کجاییم و چیکار کرد؟ اگر تو این مدت 12 باربه من یادآوری شد و من باز کاری نکردم خب ایراد عملا از من هستش، بعد واسه خود منم خوبه که یه یادآوری میشه که یادت باشه ها که تو خودت این هدف رو گذاشتی پس چرا پیگیریش نمیکنی؟ یعنی من دوست دارم و این سیستم رو کلا دوست دارم.

برای من تجربه جدیدی بود. طبیعتا میشه بهبودش داد. فکر میکنم هر شرکتی هم باید یک مقدار تنظیمش کنه نسبت به صنعتش و اینا ولی واقعا شما خیلی زحمت کشیدید. از همه مهمتر هم صبور بودید و من وقتی که مینشستم ،بعضی اوقات میگفتم که ایشون کی مثلا یکبار همه چیز رو میزاره زمین و از در میره بیرون و میگه که آقا این مکس مال خودتون. یعنی واقعا این صبری که شما داشتین خیلی کمک کردن و به نظر من خیلی پروژه خوبی بود. من که خوشحالم و خیلی چیز ها رو هم یاد گرفتم واقعا.

امیر ایمن پور: آقای لطیف من حقیقتا عرض میکنم اینکه حالا که داره این فیلم ضبط میشه،پیاده سازی OKR در MAX یکی از افتخارات من هست و خیلی خوشحال شدم که توانستم یه مدتی خدمتتون باشم و این رابطه رو هم حتما ادامه خواهیم داد و من همچنان از شما و مکس یاد خواهم گرفت. یک تشکر ویژه هم میکنم و من میدونم شما خیلی سرتون شلوغه و خیلی درگیرین .از اینکه وقتتون رو به ما اختصاص دادین خیلی از شما تشکر میکنم.